تبليغاتX
جهان بدون صهیو نیسم

جهان بدون صهیو نیسم

دختران نيمه برهنه، ترفندي براي کاهش سرعت در دانمارک؟؟!!

 

دختران نيمه برهنه، ترفندي براي

 

کاهش سرعت در دانمارک؟؟!!

 

 

 مقامات ايمني جاده اي دانمارک براي هشدار به رانندگان درباره ي خطرات رانندگي با سرعت زياد روش جديدي را به کار گرفته اند؛ استفاده از زنان بلوند نيمه برهنه.آنها يک گزارش خبري مزاح آميز توليد کرده اند که در آن زنان بلوند علائم جاده اي را در دست دارند که حد سرعت مجاز ۵۰ کيلومتر/ساعت را نشان مي دهد. هدف از تهيه ي اين ويدئو که بر روي وب گذاشته شده، جلب توجه رانندگان مرد جوان است اما فمينيست ها از اين اقدام ابراز انزجار کرده اند.

سرعت بالا علت ۲۵درصد مرگ و مير جاده اي در دانمارک بوده است. جوليا پائولي از اعضاي شوراي ايمني جاده اي در گزارشي كه بي بي سي منتشر كرد، گفته است كه عکس العمل ها به ويدئوي کاهش سرعت عمدتاً مثبت بوده است. وي گفت: "اگر مي خواهيد به قشر جوان دست يابيد بايد مطابق با شرايطشان با آنها ارتباط برقرار کنيد ... بنابراين (استفاده از) زنان نيمه برهنه جواب مي دهد." وي همچنين ارزيابي از اين آگهي را در مرحله آزمايش مثبت دانست و گفت: بيش از ۵۰درصد گفته اند که در هنگام رانندگي بيشتر به خطرات سرعت زياد فکر مي کرده اند.در اين گزارش از وي پرسيده شد که آيا شورا در نظر دارد از مرداني که قسمت پايين بدنشان را به نمايش مي گذارند براي جلب توجه رانندگان زني که با سرعت زياد مي رانند استفاده کند، خانم پائولي گفت: "شايد. خواهيم ديد."

    منبع: سايت زنان ايران/ برگردان به فارسي: مريم مصلي/   

متن اصلي از سایت بی. بی. سی:

Danish ad makes road safety sexy

Danish road safety officials have come up with a novel way of warning motorists about the dangers of speeding - by using topless blonde women.

They have produced a spoof news report where the blondes carry road signs showing the Danish speed limit: 50km/h.

The video - posted on the web - is aimed at grabbing the attention of young male drivers, but feminists say they hate it.

Speeding has been blamed for 25% of road deaths in Denmark.

Julia Pauli of the Danish road safety council told the BBC that the reaction to the Speedbandits video had been mostly positive.

"If you want to reach the young people, you have to communicate on their conditions... So, topless women are working," she said.

She said the advertising campaign had been tested and in the target group it was really positive - more than 50% said they were thinking more about the dangers of speeding when driving

Asked if the council would consider using a man exposing his bottom to appeal to speeding women drivers, Ms Pauli said: "Maybe. We'll see                       

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 15:55  توسط علی  | 

 

افشای اسامی حدود پنجاه منتقد هولوکاست که مورد تهدید

و آزار و شکنجه و محاکمه صهیونیسم قرار گرفته اند:

 

 

- ولن ترضي عنك اليهود ولاالنصاري حتي تتبع ملتهم (بقره،120)

-لتجدن اشد الناس عداوه للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا (مائده،82)

 

مدتي پيش رسانه هاي غربي و غربزده به بهانه سخنان دكتر احمدي نژاد درباره واقعه هولوكاست (يهودي كشي آلمان هيتلري در جنگ جهاني دوم) و پيشنهاد انتقال صهيونيست ها به كشورهاي اروپاييِ مدعي حمايت از حقوق يهوديان، تهاجم تبليغاتي گسترده اي را عليه رئيس جمهور كشورمان به راه انداختند.

 

(براي نمونه روزنامه شرق مورخ 26/9/84  و سالنامه سال ۱۳۸۴ (صفحه سرانجام- سیاست) به درج مصاحبه اي پرداخته كه با استناد به مصوبات دادگاه قرون وسطايي نورنبرگ، هولوكاست را مسلم پنداشته است! در حالي كه حتي بسياري از انديشمندان غربي هم به نقد اين ادعاهاي نادرست پرداخته اند!) شدت اين تهاجم به حدي بود كه بسياري از كساني كه ميزان نفوذ گسترده صهيونيسم بر غرب را نمي دانند، شگفت زده شدند.

 

انديشمندان قرباني نقد اسطوره هاي صهيونيستي

 

سيل اين تهاجم را كه ديدم، به ياد انديشمند نامدار فرانسوي پروفسور رابرت فوريسون و كتاب زيبايش «اتاق هاي گاز در جنگ جهاني دوم، واقعيت يا افسانه » و«شيادي قرن بيستم» افتادم. اين پيرمرد دانشمند فرانسوي سال ها در زمينه هولوكاست كار علمي طاقت فرسايي انجام داده و بارها در خيابان هاي فرانسه مورد هجوم چماق به دستان صهيونيست قرار گرفته است. وي بيش از ده بار دادگاهي شده و به دليل پژوهش هاي محكم خود درباره يك موضوع  ممنوع! از استادي دانشگاه ليون در فرانسه محروم و ممنوع التدريس شده و به جزاي نقدي محكوم شده است. زماني مجله صبح با او مصاحبه كرده بود ولي پروفسور با حيرت و مظلوميت اصلاً باور نمي كرد حتي يك نشريه در جهان جرات داشته باشد حرف هاي او را بازتاب دهد. به درستي او را «تنهاترين متفكر فرانسه» نامگذاري كرده اند.[1]

 

او در تنهايي اش تنها نيست؛  بسيارند بزرگان انديشه ورزي كه در غرب پر از دموكراسي(!) به دليل انديشيدن درباره هولوكاست و تحقيق در تاريخ جنگ دوم جهاني به زندان، تبعيد و جريمه محكوم شده اند. پروفسور روژه گارودي يكي ديگر از اين انديشمندان آزاد انديش فرانسوي است؛ همو كه به دليل افشاي شش اسطوره تشكيل دهنده دولت اسراييل در كتاب «تاريخ يك ارتداد» محاكمه و محكوم شد؛ چرا كه انگاره ها را بت شكني كرده و در مورد خطوط قرمز غرب سخن گفته بود. او عليه جعل تاريخ توسط صهيونيست ها تحقيق كرد و اين جرم بسيار سنگين تر از آن بود كه مدرك معتبر دكترايش از سوربن و يا رياست 25 ساله اش بر مركز تحقيقات ماركسيستي حزب كمونيست فرانسه به وي كمكي كند.[2]

 

دكتر فردريك توبن، مورخ آلماني الاصل مقيم استراليا و مدير موسسه آدلايد در استراليا ، به دليل نقد و تحليل شيميايي و فيزيكي كوره هاي آدم سوزي و ردّ علمي وجود آن ها، چنان مورد اهانت، تحقير و محاكمه قرار گرفت كه تا سر حد  گرفتن پناهندگي سياسي از جمهوري اسلامي پيش رفت.[3] در سال هاي اخير جمع بسياري از انديشمندان غربي به نقد اين اسطوره هاي تاريخي و صهيونيستي پرداخته و صد البته بسياري از آن ها محاكمه شده اند.

 

پروفسور ياووس اوسوس يكي از رهبران برجسته مسلمانان آلمان و دبيركل «اتحاديه راه اسلامي» در اروپا، که وادار به استعفا و كناره گيري از دانشگاه شد.«اوسوس» 46 ساله، متخصص crystallization، استاد و قائم مقام دانشكده فني «روش هاي صنعتي» دانشگاه برمن آلمان، مدت 15 سال مشغول به تدريس و فعاليت علمي در اين دانشگاه بود. وي از چهار سال پيش به دليل ترويج ديدگاه هاي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي و دفاع از مبارزان مسلمان لبنان و فلسطين تحت شديدترين حملات تبليغاتي رسانه ها و عناصر صهيونيستي در آلمان بود و هرگز حاضر نشد نسبت به حقوق پايمال شده مسلمانان در اروپا، آمريكا و خاورميانه سكوت كند ودر مقابل صهيونيست ها پخش «شبنامه »ها در دانشگاه و تماس هاي تلفني و انواع تهديدها عليه او و خانواده اش را با شدت دنبال کردند.[4]

 

ميشل آدام فرانسوي از آموزگاري خلع و با پنج فرزند در 57 سالگي از هر درآمدي محروم شد. اكنون حتي مقرري كمك هزينه دولتي را دريافت نمي كند.[5] 

 

وينسنت رينوارد فرانسوي هم از شغل آموزشي خود در بخش دولتي اخراج و در نوامبر 1998 به دليل كمك به تهيه گزارش رودلف به سه ماه حبس و معادل 10000 فرانك جريمه نقدي محكوم شد و اكنون تحت قيموميت به سر مي برد.[6]

 

پاستور روژه پارمنتير نيز به دليل كمك به روژه گارودي در قضيه دادگاه او از حزب سوسياليست اخراج شد.[7]

 

ژان ماري لوپن هم به دليل بيان مطالبي درباره جزئيات اتاق هاي گاز هيتلري در فرانسه و آلمان تحت پيگرد قرار گرفته است.[8]

 

كتابفروشي به نام پدرو وارلاي در شهر بارسلونا به جرم انكار هولوكاست و اتهام تحريك به نفرت و خصومت نژادي در نوشته هاي خود به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي معادل 720000 پزوتا (5000 دلار) و هزينه سنگينِ دادگاه شد و به حكم دادگاه بنا شد تمام موجودي كتابفروشي او معادل 20972(بيست هزارو نهصد و هفتاد و دو ) جلد كتاب و صدها نوار كاست صوتي و تصويري به آتش كشيده شود و چنين شد. او و كارمند زن كتابفروشي اش بارها مورد حمله گروه هاي صهيونيست قرار گرفته بودند.[9] واين است حقيقت آزادي در يک نظام دموکرات و ليبرال خيلي غربي!

 

گري لاوك شهروند امريكايي به جرم خدشه در هولوكاست از سوي دانمارك به آلمان تحويل داده شد.[10]

 

گونتر دكرت و اودو والندي آلماني هم به همين جرم هنوز در زندان به سر مي برند.[11]

 

روا رهارد كمپر از اهالي مونستر پس از گذراندن يك سال زندان در حالي كه احتمال محكوميت بسيار طولانيتري داشت ناچار شد پنهان شود. آلماني ها و اتريشي هايي هستند كه به همين جرم (تحقيق در تاريخ اسطوره هاي معاصر) در تبعيد زندگي مي كنند و نوشته هاي آن ها به دستور دادگاه توقيف و در آتش سوزانده مي شود.[12]

 

ارنست زوندل  و دوستانش هم در كانادا در مقابل دادگاه هاي ويژه كميسيون حقوق بشر و دادگاه هاي خاص به جرم تحقيقات تاريخ شان مورد بازخواست هستند.[13] و پس از چهل سال زندگي در كانادا از اين كشور اخراج و در حال حاضر نيز در آلمان زنداني است و در انتظار محاكمه به سر مي برد.[14]

 

پروفسور ديويد ايرولينگ انگليسي هم كه مي خواست در اتريش دعوت يك دانشگاه را بپذيرد و بين دانشجويان سخنراني كند، به جرم حقيقت جويي در تاريخ دستگير شد و  به 20 سال زندان محكوم شده است.[15] اما با توبه خود از تحقيقاتش مقدار سال هاي زندانش تخفيف پيدا کرد!

 

احمد هوبر روزنامه نگار مسلمان سوئيسي به جرم نقد تاريخ واره ها و انگاره پردازي هاي صهيوني بارها مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.[16]

 

آبه پي ير در فرانسه مجبور شد از كارهاي علمي و فرهنگي خود كناره گيري كند؛ زيرا به خط قرمز يهود نزديك شده بود.[17]

 

كشيش لولون، كشيش ماتيو و ژاك فووه هم به جرم حمايت از پروفسور روژه گارودي با او محاكمه شدند.[18]

 

گرد هونزويك، نويسنده اتريشي به جرم تحقيق تاريخي به يك سال و نيم زندان و تبعيد از كشورش محكوم شد.[19]

 

اگر بخواهيم ادامه دهيم اين ليست بسيار طولاني خواهد شد. در ادامه فقط نام برخي ديگر از قربانيان آزاد انديش  غربي را از كشورهاي مختلف مي آوريم:

 

 

گرمار رودولف شيميدان آلماني و فراري كه در آمريكا زندگي مي كند،[20] زيفريد وربك كه در گذشته بارها به دادگاه فراخوانده شده است، گانتركگل از محققين تجديدنظرطلب[21]، ولفگانگ فروليچ كه در گذشته از وي خواسته شده بود شهادت دروغ عليه تجديدنظرطلبان بدهد و وي با پناه بردن به سفارت ايران در وين اين مساله را عنوان كرد كه صهيونيستها وي را تهديد كرده اند، مانفرد رودر مدافع تجديدنظرطلبان، ابراهيم علوش از نويسندگان بنام اردن و رئيس صداي آزاد عربي، يورگن مولمن معاون حزب ليبرال آلمان كه از حزب اخراج شد[22]، رابرت فيسك در امريكا[23]، روزترويك مفسر روزنامه لوموند فرانسه[24]، مارتين هوهمان عضو حزب دموكرات مسيحي آلمان كه از حزب و مجلس آلمان اخراج شد[25]، ژنرال راين هارد گوئينتسل فرمانده نيروهاي مداخله ويژه ارتش آلمان كه به دليل حمايت از گفته هاي مارتين هوهمان از ارتش اخراج شد،[26]  مايكل هافمن كه زماني خبرنگار آسوشيتد‌پرس بود،[27] مارك وبر مورخ امريكايي[28]، آرمان امادروس[29]، دراويوژ راتايژاك (راتايچاك)[30]، آرتور رابرت بوتر (امريكايي)، فيليپ كازين[31]، بتاريس بوكارد[32]، كن ليوينگستن عضو پيشين حزب كارگر انگلستان[33]، ويلهم استاگليچ، ارهارد كمپر، دكتر جني تانگ انگليسي [34] و احمد رامي از سوئيس(مسئول شجاع راديو اسلام - www.RAMI.TV)

 

در شهريور 1385 مسابقه بين المللي کاريکاتور هولوکاست در ايران اجرا شد که برگزارکنندگان و شرکت کنندگان از تهديدي و بازجويي در کشورشان و حتی از خارج مرزهای کشورشان، در امان نبودند مثل: سيد مسعود شجاعي طباطبايي مسئول شجاع سايت ايران کارتون (IRANCARTOON.IR –IRANCARTOON.COM)  و مسابقه جهاني افشاي دروغ هولوکاست و ميشل لوئينگ کاريکاتوريست  استراليايي و رنه بوشه کاريکاتوريست معروف فرانسوي و ديويد بالدينگر کاريکاتوريست آمريکايي  و ... .

 

جعل تاريخ و مبارزه با حقيقت جويان، شيوه هميشگي يهوديت خاخامي و فريسيان نژادپرست و مادي گرا بوده است. آن ها همواره مخالفان خود را به يهودي ستيزي و نژادپرستي متهم كردهاند. حتي باروخ اسپنيوزاي يهودي هم زماني كه علَم مبارزه با يهوديت خاخامي را بر افراشت و به نقد انگاره ها و اسطوره هاي كتاب مقدس و افسانه هاي بنيانگذار سياست هاي ظالمانه آن ها پرداخت، او را يك يهود ستيز ناميدند و تكفير كردند.[35] اسپينوزا معتقد بود حكومت يهوديان در فلسطين منقرض شد، زيرا خداوند نيز از آنان نفرت داشت.[36] حتي تا حد ترور وي هم پيش رفتند ولي او جان سالم به در برد.[37] امروزه صهيونيست ها به دليل بزرگي اين عالم يهودي مجبورند از او به خوبي ياد کنند.

 

افسانه هولوكاست و يهود ستيزي

 

يكي از حربه هاي مهم صهيونيست ها براي توجيه سياستهاي وحشيانه خويش، جعل افسانه ها  واسطوره هايي از جمله هولوكاست مي باشد. هولوكاست به معناي سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود و به جريان كشتار وسيع يهوديان! در جنگ جهاني دوم اطلاق مي شود.[38]  اين واقعه ادعايي بيشتر به ارتش هيتلر نسبت داده ميشود؛ در صورتي كه عالمان تاريخ ارتباط وثيق هيتلر و صهيونيست ها را در جنگ جهاني دوم مورد توجه قرار داده و انتفاع يهوديان و هيتلر از اين موضوع را گوشزد كرده اند.

 

ارتباط و همکاري متقابل هيتلر و يهوديان

 

هانا آرنت دانشمند يهودي و هاينس هوهنه روزنامه نگار آلماني به ارتباطهاي گرم آلمان هيتلري و حزب ناسيونال سوسياليسم او و صهيونيست ها اقرار مي كنند.[39] شواهد مختلفي بر اين ارتباط وجود دارد از جمله:

 

1. انعقاد قرارداد هاوارا كه تسهيلات لازم جهت مهاجرت يهوديان به فلسطين را از راه انتقال سرمايه شان با صدور كالاهاي آلماني فراهم مي كرد.[40]

 

2. همكاري گروه صهيونيستي بتار با نازي ها.[41]

 

3. در قرارداد هاوا در سال 1933 جانب نازي ها را گرفتند و مانع از اعمال تحريم اقتصادي عليه آن ها شدند.[42]

 

4. مهاجرت گسترده يهوديان آلمان از طريق كميته رستگاري كه مردي به نام كاستنر مسووليت آن را بر عهده داشت و در قبال آن خدماتي به نازي ها ارائه مي كرد.[43]

 

5. گرفتن غرامت از آلمان از 1952 و ادامه آن تا سال 2002 م بابت اين قتل عام ادعايي. اين غرامت چنان براي اسراييل حياتي بود كه بنگورين، گرفتن آن را معجزه اي در حد ايجاد دولت صهيونيستي مي داند.[44]

 

مقام معظم رهبري  مي فرمايند: «دولت آلمان صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودي ها داد، اما خسارت يهوديان از آلمان هنوز تمام نشده است، باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آن ها داده شود. آن چه يهودي ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخي از كشورهاي اروپايي ديگر مثل اتريش، سوئيس، فرانسه و حتي چند سال قبل با واتيكان نيز انجام دادند. همه بايد خسارت بپردازند، اين خسارت تمام شدني نيست. در بعد رواني، اسراييلي ها فعاليت هاي بسيار مهمي دارند. همه سياستمداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناي يادبود كوره هاي آدم سوزي سر تعظيم فرود بياورند. يعني داستاني را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اين ها روش هايي است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايي است.»[45]

 

اين افسانه در كنار اتهام يهود ستيزي به منتقدان آن كمك شاياني به توجيه ستم هاي صهيونيسم در جهان مي كند. پروفسور نورمن فينكلشتاين يهودي هم در كتاب صنعت يهودي سوزي به سوء استفاده از اين داستان تصنعي و بحث يهود ستيزي پرداخته است.[46] پژوهشگران رقم واقعي كشته شدگان يهودي جنگ دوم جهاني را كم تر از دويست هزار نفر مي دانند كه در مقايسه با پنجاه ميليون كشته جهاني قابل اعتنا نيست؛ گرچه کشته شدن يک انسان هم، بدون گناه محکوم است. اما مسئله اين است که جنگ اول و دوم يک رقابت کثيف درون تمدني غرب بر سر مسائل دنيوي بين خودشان بود که حدود صد ميليون کشته از بشر گرفت؛ اين است چهره واقعي دنياطلبي و دوري از خدا.

 

قوانين بي رحمانه جهاني در مورد افسانه هاي صهيونيستي

 

اخيرا با تلاش لابي هاي صهيونيستي در سازمانهاي بين المللي و كشورهاي مختلف قوانيني تصويب شده است مبني بر اين كه كسي حق اظهار نظر درباره اين اسطوره ها!  را ندارد. قانون دادگاه هاي نورنبرگ و توكيو در ژاپن و آمريکا و اروپاي مثلا آزاد، حق اظهار نظر انديشمندان درباره محاكمه هاي دادگاه هاي سران نازيسم را مي گيرد.[47] در فرانسه قانون فابيوس – گسو هم به صورتي ظالمانه حق آزاد انديشي و تأمل درباره جعل تاريخ توسط صهيونيستها را سلب مي كند.[48] انجمن بين المللي وكلا و حقوقدان هاي يهودي طي كنفرانسي به سال 1998 در سالوينك خواستار وضع قوانين ضدتجديد نظر طلبي در تاريخ شده و خواسته اند كشورهايي كه قوانين مشابهي ندارند آن را تصويب كنند.[49]

 

هولوكاست واقعي در ايران، عراق، فلسطين، رواندا، آمريکا و ...

 

به نوشته پژوهشگر معاصر عبد الله شهبازي، اخيرا دكتر مجد تحقيقاتي انجام داده كه ثابت مي كند بزرگ ترين نسل كشي قرن بيستم در ايران رخ داده و اين كشور، بزرگ ترين قرباني جنگ اول جهاني بوده است. بر اساس تحقيق دكتر مجد در طول سال هاي 1919-1917 بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري هاي ناشي از كمبود عمدي مواد غذايي كشته شدند و دولت بريتانيا بزرگ ترين عامل اين قحطي ساختگي بوده است. انگليس با خريد محصولات غذايي ايرانيان براي ارتش خود به چند برابر قيمت و جلوگيري از ورود مواد غذايي به ايران، باعث قحطي شد.[50]

 

چند سال پيش در روآندا بين دو قبيله هوتو و توتزي جنگي رخ داد و در برابر چشم جهانيان، حدود 800000  (هشتصد هزار) نفر از مردم روآندا كشته شدند؛ در حالي كه سربازان سازمان ملل هم به رهبري جناب کوفي عنان نظاره گر بودند و جلوي اين كشتار را نگرفتند. اخيرا نقش ارتش فرانسه و کارخانه هاي اسلحه سازي غرب در اين نسل کشي دهشتناک کاملا مشخص شد.

 

در عراق طي سه سال اخير كه امريكا آن را  اشغال كرده است، بيش از ششصد هزار عراقي اکثراً شيعه كشته و بسياري هم مجروح و به مواد راديو اكتيو آلوده شده اند. در فلسطين طي 80 سال اخير صدها هزار انسان كشته شده اند و فاجعه قانا و صبرا و شتيلا و رفح و غزه هنوز هم ادامه دارد. در تاريخ سرخپوست ها مي خوانيم در طول نزديك به سيصد سال تصرف اين قاره ثروتمند توسط آنگلوساكسون هاي متمدن! حدود شصت ميليون انسان كشته شدند.[51] در همان سال ها حدود 25 ميليون برده آفريقايي از شهرهاي خود دزديده و براي كار اجباري به امريكا برده شدند و حدود همين تعداد هم در جريان شكار برده كشته شدند و تمدن پيشرفته آفريقا که شاهکار اهرام مصر را داشت و سرمنشا علوم بسياري بود را نابود کردند.[52] ظاهراً فقط يهوديان و نوكران آن ها انسان هستند و بقيه از حيوانات هم بي ارزش ترند.[53]

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 15:52  توسط علی  | 

موضع سران مرتجع عرب دربرابر رژيم صهيونيستي!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 15:51  توسط علی  | 

برنامه امتحانات پایان نیمسال اول سال تحصیلی 86-85دبیرستان امام خمینی(ره)2

روز/تاریخ

پایه اول دوم انسانی دوم تجربی سوم انسانی سوم تجربی ساعت امتحان
شنبه ۱۶/۱۰/۸۵ ریاضی زبان فارسی ریاضی آرایه های ادبی ریاضی ۲بعدازظهر
یکشنبه ۱۷/۱۰/۸۵ مطالعات اجتماعی اقتصاد ادبیات فارسی ریاضی ادبیات فارسی ۲بعدازظهر
دوشنبه ۱۸/۱۰/۸۵ ////////// ///////// //////// //////// /////// /////////
سه شنبه ۱۹/۱۰/۸۵ شیمی زبان خارجی شیمی ادبیات فارسی شیمی ۹صبح
چهارشنبه ۲۰/۱۰/۸۵ //////// عربی زبان فارسی عربی۳ زبان فارسی ۹صبح
پنج شنبه ۲۱/۱۰/۸۵ علوم زیست جغرافی جغرافی عمومی جغرافی آمارمدل سازی ۹صبح
جمعه ۲۲/۱۰/۸۵ ////////// /////// //////// //////// /////// /////////
شنبه۲۳/۱۰/۸۵ زبان خارجی ادبیات فارسی فیزیک زبان فارسی فیزیک ۲بعدازظهر
یکشنبه۲۴/۱۰/۸۵ ادبیات فارسی تاریخ ایران وجهان۱ زبان خارجی روان شناسی زمین شناسی ۲بعدازظهر
دوشنبه۲۵/۱۰/۸۵ زبان فارسی تاریخ ادبیات ایران۱ هندسه فلسفه ومنطق زبان خارجی ۲بعدازظهر
سه شنبه۲۶/۱۰/۸۵ فیزیک دین وزندگی دین وزندگی دین وزندگی دین وزندگی ۹صبح
چهار شنبه۲۷/۱۰/۸۵ دین وزندگی جامه شناسی زیست جامه شناسی زیست شناسی ۹صبح
پنج شنبه۲۸/۱۰/۸۵ عربی آمارمدل سازی عربی زبان خارجی عربی ۹صبح
جمعه ۲۹/۱۰/۸۵ //////// ////////// //////// ///////// /////// ///////////

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/07ساعت 15:38  توسط علی  | 

جنایات رژیم فاشیستی اسرائیل در فلسطین و لبنان محکوم است

جنایات رژیم فاشیستی اسرائیل در فلسطین و لبنان محکوم است

 

جنگ را قطع کنید

مسلمانان و یهودیان مظلوم غیر نظامی بی گناه کشته می شوند

 

كابينه اسرائيل با آتش‌‏بس موافقت کرد 

  

 

 

«--------------------------------------------------------------------------------------------»

 

» توجه :   پیشنهاد می شود دوستان ، طبق شماره بندهی مطالب – آنها را به ترتیب مطالعه نمایند .

 

 

 

 »   مقدمه مدیر ...

 

1 -  ماسونیسم و یهود

 

2 -  پروتکلهای یهود

 

3 -  یهود چه می کند ... ؟

 

4 -  ماهیت دینی و اعتقادی صهیونیسم (1)

 

5 -  ماهیت دینی و اعتقادی صهیونیسم (2)

 

6 -  ماهیت دینی و اعتقادی صهیونیسم (3)     

 

7 -  فرقه های یهود (1)

 

8 -  فرقه های یهود (2)

 

9 -  اخلاق یهودی       

 

10-  کتاب مقدس

 

11-  تاریخ پیدایش اسرائیل

 

12-  جنگ یهود با اسلام

 

13-  اسرائیل و بهائیت

 

14 -  سینما و صهیونیسم

 

15 -  متن سخنرانی رئیس جمهور ایران ( در همایش جهان بدون صهیونیسم ! )

 

16 -  هولوکاست ، دروغ یا واقعیت (1)

 

17 -  هولوکاست به روایت مغرب زمین

 

18 -  صهيونيست ها و تحريف هولوكاست

 

19 -  نقد و معرفی برخی از ملتهای اسلامی بی تفاوت و ...

 

20 - مهم‌ترين سازمان‌هاي تروريستي رژيم صهيونيستي       (New)

 

21 - آریل شارون که بود !؟        (New)

 

22 - چرا جنگ !؟ مسائلی پیرامون حوادث اخیر     (New)

 

23 -  لینکستان         (New)

  

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

*   *   *   *   *

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/08ساعت 14:40  توسط علی  | 

نسبت صهیونیسم با یهودیت، مسیحیت، اسلام و مدرنیته

هر شخص صهيونيست بر اين اعتقاد است كه ارض كنعان ارض موعود آنان است. يهود قوم برگزيده ي خداوند است. ديگران بايد درخدمت يهود باشند. زیرا تورات گفته است .تلمود گفته است. تورات و تلمود كتاب يهوديان است. هر يهودي تورات را، تلمود را قبول دارد اينها نيز آموزه هاي تورات وتلمود است و اگر كسي تورات و تلمود را قبول نداشته باشد يهودي نيست.

يكي از اشتباهات اين است كه فكر شود يهوديت دين حضرت موسي است. پيروان واقعي حضرت موسي، يهوديان نيستند بلكه موسويان هستند. شايد در دنيا خيلي بگرديم چند هزار موسوي بيابيم كه اينها اسرائيل و يهود را قبول ندارند .نژاد پرستي را قبول ندارند. اين تورات و تلمود را ساخته و تحريف شده ي دست بشر ميدانند و به شريعت اصلي حضرت موسي اعتقاد دارند. اگر يهودياني وجود دارند كه مخالف صهيونيست ها هستند، اينان موسويان هستند.


+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 11:37  توسط علی  | 

استراتژی صهیونیسم

پروتكل‌هاي 24 گانه صهيونيسم (دانشوران يهود) در برگيرندة استراتژي كلي سازمان جهاني صهيونيسم در قالب برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت است. اين اسناد، در سال 1897م پس از آتش‌سوزي در محل اجلاسية كنگره جهاني يهود در شهر «بال» سوئيس فاش گرديد. در جريان اين آتش‌سوزي, سران يهودي و صهيونيست پا به فرار گذاشتند و اسناد مربوطه در ساختمان باقي ماند.

استراتژي كلي صهيونيسم، در 24 پروتكل يا فصل, سامان گرفته بود كه طبق آن روند استيلاي جهاني صهيونيسم در قالب چهار مرحله پيش‌بيني شده بود:

1ـ به شكست كشاندن روسيه ارتدوكس: اكنون مدافعان پروتكل دانشوران صهيونيست، معتقدند مرحله اول به دست كشورهاي غربي (كه خود از اهداف بعدي استراتژي استيلاي پروتكل هستند) به انجام رسيده است. چون روسيه شكست‌ خورده و از صحنه حذف شده است.

2ـ اروپاي كاتوليك: به اعتقاد صهیونیست ها، اروپاي كاتوليك نيز هر روز ضعيف‌تر شده است، چون از رنسانس‌ به اين سو, قلمرو پاپ و واتيكان روز به روز در جهان محدودتر مي‌شود. در نظر صهيونيست‌ها موج سكولاريسم در غرب, بيشترين خدمت را به آرمان‌هاي صهيونيستي در مقابل كليساي كاتوليك مي‌نمايد. براي آنها عدم اعطاي جايزه صلح نوبل به پاپ ژان پل دوم يك پيروزي بود. چون در قالب آن همانطور كه روزنامة آمريكايي واشنگتن پست نوشت، سكولاريسم بر كاتوليسیم پيروز شد.

3- مقابله با اسلام: گام بعدي صهيونيست‌ها اسلام است، كه به اعتقاد مفسران امروز پروتكل‌هاي دانشوري، اكنون بالنده و پويا بوده و تلاقي آرمان‌ها در فلسطين، درگير شدن با آن را اجتناب ناپذير كرده است و به همين دليل صهيونيسم بايد پايگاه خود را در نقطه كليدي اسلام (فلسطين) شكل داده و براي برخوردهاي آينده آماده باشد.

4- استیلا بر جهان:سرانجام گام آخر صهيونيست‌ها كه اشارة مستقيمي به آن نشده، استيلاي آرام بر آن بخش از جهان است كه در پيروزي با اسلام، يهوديان را همراهي كرده‌اند. به نظر مي‌رسد گام آخر به گونه‌اي آرام شكل گرفته و اكنون استيلاي يهوديان بر بسياري از مراكز نفوذ، قدرت وتبليغات غرب غير قابل انكار است.

استراتژي كلي صهيونيست‌ها در پروتكل اول از پروتكل‌هاي 24 گانه گنجانده شده است. نگاهي به متن خشن پروتكل اول, ضروري است: «هدف نهايي ما حاكميت در جهان است». اين هدف جز با خشونت و زور به دست نمي‌آيد. عدالت، برابري، قانون، آزادي، حقوق بشر و ليبراليسم، الفاظي هستند كه واقعيت خارجي ندارد. بايد از اين مفاهيم براي جذب نيروها و نابودي مخالفان و به عنوان طعمه استفاده كنيم.

تأكيد بر آزادي و دموكراسي، به ما كمك مي‌كند كه ملت‌ها را در هر كشوري متقاعد كنيم كه حكومت‌هاي آنها چيزي جز نگهبان ملت نبوده و مي‌توان آنها را همچون يك دستكش دور انداخت. لذا هنر ما در استفاده دقيق و عاقلانه از آزادي و ليبراليسم نهفته است.

بخش ديگر از پروتكل‌ اول، استراتژيزه كردن كامل سياست‌هاي ماكياوليستي در دنيا است: براي حكومت و اداره جهان، بايد به چهار سلاح هوش‌ قوي، مكر فريبنده، علم و ثروت فراوان مجهز شويم. فضايل اخلاقي در عالم سياست, از جملة معايب و موانع بوده و عامل سقوط حكومت‌ها به شمار مي‌رود. هدف وسيله را توجيه مي‌كند و بنابراين ما بايد براي تهيه نقشه و برنامه خود، آنچه را كه مفيدتر است رعايت كنيم و در سياست كمتر به اصول اخلاقي پايبند باشيم. دموكراسي ابزاري بيش نيست, زيرا هيچوقت تودة مردم قادر به تشخيص مصالح و منافع خويش نيستند.»

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 11:36  توسط علی  | 

اعتقادات صهیونیسم

در بررسی اعتقادات صهیونیسم به دو شیوه می‌توان عمل نمود. روش اول بررسی عملکرد صد ساله ایدئولوژی، جنبش ها، گروهای صهیونیستی نظیر هاگانا و سازمان های صهیونیستی نظیر آیپَک است. روش دوم رجوع به مانیست و گفتارهای صهیونیست ها از جمله «پروتکل‌های دانشوران صهیون» است. مطالب زیر با ترکیب این دو روش تهیه شده است.

1- صهیونیسم تمامی یهودیان جهان را دارای یک تابعیت و آن هم تابعیت اسرائیلی می داند.

2- هدف صهیونیسم سیطره یهودیان بر جهان بر اساس وعده یهوه -خدای یهود- است و نقطه آغازین این امر را برپایی حکومت خود در سرزمین موعود که ازنیل تا فرات است، می دانند.

3ـ صهیونیست ها معتقدند که یهود تنها نژاد برتر است که باید رهبر و آقای جهانیان باشد و دیگر ملت ها خادم او باشند.

4ـ آن ها سیاست را نقطه مقابل اخلاق می دانند که باید در آن از حربه هایی چون مکر و ریا استفاده کرد، اما فضائل و راستگویی در عرف سیاسی جزء رذایل و ناپسندی ها به شمار می آیند.

5ـ باید که دیگر ملت ها را در رذایل غرق کنیم و از طریق فراهم کردن اساتید، خادمان و زنان فاحشه برای آن ها هر چه بیش تر آن ها را گرفتار کنیم.

8ـ باید از رشوه، نیرنگ و خیانت بدون هیچ تردیدی تا زمانی که اهداف ما را محقق می گرداند، بهره برد.

9ـ باید نگرانی و وحشت ایجاد کنیم تا فرمانبرداری کورکورانه دیگران را برای ما تضمین کند. همین که ما به انسان های نیرومند و قوی مشهور شویم برای سرکوب هر گونه شورش و عصیان کفایت می کند. لذا با خشونت و سنگدلی با هر که سد راهمان شود، برخورد می کنیم.

10ـ باید نوعی اشرافی گری متکی بر مال و ثروتی که در دستان ما باشد و علمی که خاص دانشمندان ما باشد، را ترویج دهیم.

11ـ بر رسانه ها ـ این قدرت فعال جهانی ـ برای هدایت جهان به سمت و سوی اهداف خود سیطره پیدا خواهیم کرد. همه رسانه ها در قبضه قدرت ما هستند مگر چند رسانه‌ای که زیاد مهم نیستند. این رسانه ها را برای ترویج شایعات به کار می گیریم تا این که به حقایقی راستین بدل گردند. از این طریق ملت ها را مشغول می کنیم و آن ها را از آنچه برایشان منفعتی در بردارد، باز می داریم و کاری می کنیم که به دنبال شهوت و خوشگذرانی بیافتند.


12ـ باید آتش خصومت و کینه توزی میان تمامی گروه ها و طیف ها برافروخت تا با هم درگیر شوند و قدرت را هدف مقدسی قرار داد تا این که همه این گروه ها بر سر آن با هم رقابت کنند و این گونه حکومت ها فروپاشند و حکومت جهانی ما بر روی خرابه ها و آوارهای آن برپا شود.

13ـ اکنون ما به برکت وجود وسایل سری در وضعیت دفاعی خوبی هستیم، به گونه‌ای که اگر کشوری به ما حمله کند، کشوری دیگر به دفاع از ما بر می خیزد.

14ـ حربه آزادی مردم را به نبرد حتی با خدا و مقابله با سنت های الهی وا می دارد. این حربه تنها وسیله ممکن برای هدایت حکام این ملت ها جهت اجرای برنامه ها و سیاست های ما می باشد.

15ـ باید دولت ایمان را از دل و جان ملت ها بزداییم و اندیشه وجود خدای یکتا را از عقل و اذهان آن ها بیرون کنیم و به جای آن قوانین ورزشی مادی قرار دهیم چرا که ملت ها وقتی که تحت نظر دولتی اسلامی و متدین قرار گیرند، احساس آرامش و سعادت می کنند.

16- باید از عواطف و احساسات دیگران به نفع خود بهره بریم و این احساسات را تحریک کنیم تا به اهداف خود برسیم و باید بر افکار و اندیشه‌های دیگران سلطه یافت تا به جای نابود کردن آن ها به گونه‌ای این افکار را در راستای خدمت مصالح و منافع خود هدایت کنیم.

17ـ توجه خاصی به افکار عمومی خواهیم داشت تا این که قدرت فکر و اندیشه سالم را از آن بگیریم و به گونه‌ای آن را به کار گیریم تا فکر کند شایعات ما همگی حقیقت دارد و کاری می کنیم که دیگر تشخیص ندهند که کدام وعده ها واقعی و کدام ها دروغین است. باید کمیته ها و هیأت هایی تشکیل دهیم که اعضای آن با ایراد سخنانی آتشین مدام وعده و وعید دهند و باید به گونه‌ای در میان ملت ها این اندیشه را که آن ها سیاست را درک نمی‌کنند و بهتر است که آن را برای اهل خود رها کنند، ترویج دهیم.

18ـ مدیریت عالی حکمرانی تشکیل خواهیم داد که دارای ایادی زیادی در تمام نقاط کره خاکی باشد و کلیه حکام تحت امر آن باشند. ر.ک.سایت مرکز اطلاع رسانی فلسطین

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 11:34  توسط علی  | 

تاریخچه

یهودیان پدر صهیونیسم را «تئودور هرتزل» می دانند. هرتزل از اهالي اروپاي شرقي بوده است. وي در سال 1860 در بوداپست متولد و در سال 1904 در اتريش چشم از جهان فرو بست. رشته تحصيلي وي حقوق و شغل او روزنامه نگاري بود.

او افكار و نظراتش را در كتاب دولت يهود منعكس نموده است. آلفرد از 35 سالگی به صورت رسمی وارد مقوله سياست شد و در 45 سالگي از دنيا رفت. قضيه دريفوس اوج ورود وي به مقوله سياست بود. دريفوي شخصي يهودي عضو ارتشه فرانسه در آن زمان بود. وي به جرم خيانت در سال 1895 دستگير شد. پيرو بازداشت وي موجي از نفرت نسبت به يهود، اروپا را فرا گرفت. هرتزل در چنين موقعيتي به دفاع از هم كيش خود تلاش مي نمود. در نهايت دريفوس پس از يك ماجراي بسيار جنجالي در سال 1906 از اتهامات وارده تبرئه گشت. پس از آن موجي از ندامت نسبت به بدرفتاري با يهوديان شكل گرفت. به دنبال چنين ماجرايي موضوع وظيفه دول غربي در كمك به يهوديان براي تشكيل يك دولت نهادينه شد .

تئودور هرتزل در چنين سالهايي تئوري تشكيل دولت يهودي را عنوان نمود. وي 37 سالگي رهبري جرياني كه خواهان تشكيل دولت يهودي بودند را برعهده گرفت. در سالهاي ابتدائي سه مورد در رفتار و گفتار هرتزل مشهود است. اول آنكه وي انساني دين دار نبود و نه تنها به مستحبات يهود اهميت نمی‌داد بلكه به واجبات آن نيز بي علاقه مي نمود. دوم آنكه وي نسبت به فلسطين بيگانه بود و اساساً فكر تشكيل دولت در فلسطين را در سر نداشت. سوم آنكه نام صهيونيسم را براي تشكيلات خود در نظر نداشت زيرا وي نسبت به اهميت صهيون در ادبيات ديني يا سياسي آن زمان غافل بود و يا بي انگيزه. دليل اين سه مدعا ژورنال خاطرات هرتزل است .ر.ک «پرونده اسرائيل و صهيونيسم سياسي» اثر روژه گارودی

اما نكته اي كه اتفاق افتاد ،چرخش ناگهاني در استراتژي و طرز بيان هرتزل است. وي به ناگاه هم فلسطين را نشانه رفت و هم صهيون را و نيز تا حدودي ادبيات دين مدارانه را پيشه نمود. اين اتفاق در همان يكي دو سال قبل از تشكيل سازمان صهيونيسم رخ داد. براي اثبات مدعا می توان ادبيات قبل از آن سالها و طي آن دو سال را در ژورنال هرتزل مرور نمود.

به هر حال همانگونه كه پيشتر آمد در سال 1897 صهيونيسم در سوئيس اولين كنگره خود را برگزار و اعلام موجوديت نمود. در كنگره صهيونيست در سال 1903 يعني يكسال قبل از مرگ هرتزل وي از ايجاد كشور يهودي در او گاندا استقبال نمود كه با مخالفت شديد ساير اعضاء مواجه شد .

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 11:31  توسط علی  | 

دسته بندی های اعتقادی و سیاسی صهیونیسم

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلکه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم کارگری، فرهنگی، دموکراتیک، رادیکال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد.

مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقه‌بندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است. صهیونیسم سیاسی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است که با تدوین کتاب «دولت یهود» ازسوی هرتزل در 1263ش./ 1894م. زاده شد؛ اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن چهاردهم ش./20 م. به فلسطین است؛ زیرا در انتظار انسان رهایی‌بخش(مسیحا) در آخر‌الزمان نشسته است، تا یهودیان و تمام ادیان را به سرزمین ابراهیم و موسی یا سرزمین نجات بازگرداند.

صهیونیسم به دینی و غیر‌دینی نیز تقسیم می‌شود. صهیونیسم دینی، اندیشه‌ای است که اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی‌که پروردگار مشخص کرده ‌است و به شیوه‌ای که او تعیین می‌کند، انجام خواهد شد و این کار به دست بشر انجام‌پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسم‌مسیحی) هستند.

درمقابل، در صهیونیسم غیر‌دینی و غیریهودی، کسانی جای دارند که با تکیه بر استدلال‌های تاریخی، سیاسی و علمی به اسکان یهودیان در فلسطین مشروعیت می‌بخشند، این همان صهیونیسم لاییک (غیردینی) است که تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان می‌کند. بنابراین صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست؛ بلکه گاه به مفهوم حرکتی برای غیریهودی کردن یهودیت نیز به‌کار می‌رود.


علي اكبر دهخدا :«صهيونيسم مسلك گروهی است كه طرفدار سلطه و نفوذ يهوديان بر اقوام و ملل ديگرند.»

«صهيونيسم عنوان جنبشی است كه طرفدار بازگشت يهوديان به سرزمين فلسطين و ايجاد كشوری خاص بنی اسرائيل است. »ر.ک. كتاب يهوديت ص 298

«صهيونيسم سياست و خط مشی نيست؛ صهيونيسم عقيدۀ يهود است برای زندگی در ارض موعود و حقوق مردم يهود بايد به رسمیت شناخته شود.» سخنرانی جرج بوش پدر در سازمان ملل مهر 1370. 22 سپتامبر 1991

آبا ابان تئوريسين يهود:«صهيونيسم نوعی ناسوناليسم يهودی است.» ر.ک.تاريخ قوم من. ص420

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 11:26  توسط علی  |